سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
   
سایت سيد
-



جستجو در سایت سيد
Google

در سایت سید
در كل اينترنت
سایت سيد معرفي ميکند
پيوندی از سایت سيد
 
***

آیت‌ الله سید محمد باقر ابطحی
-بزرگواری که نماز میت سید را خواند- 
ساعتی قبل دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع پیکر ایشان جمعه ۱۸بهمن ماه ساعت ۱۴
قم کوچه آیت الله گلپایگانی (آقا سیدحسن)
واقع در خیابان چهارمردان بسمت حرم برگزارمیگردد

این عالم جلیل ‌القدر که مدتی به سبب بیماری در بیمارستان گلپایگانی قم بستری بود،چهارشنبه 16 بهمن‌ماه به ملکوت اعلی پیوست.
آیت‌ الله سید محمد باقر موحد ابطحی در 2 اسفند 1306 هـ .ش برابر با شب دوم رمضان سال 1346هـ .ق در خانواده‌ای از سادات جلیل القدر اهل علم و معرفت در اصفهان به دنیا آمد.
پدرش، آیت‌الله حاج سید مرتضی موحد ابطحی از علمای اصفهان بود. جدّ مادری‌اش نیز آیت‌الله سید محمدتقی موسوی احمدآبادی، نویسنده كتاب مكیال المكارم است.
سید محمدباقر مقدمات و دروس سطح را در حوزه علمیه اصفهان، نزد پدرش و استادانی همچون حضرات آیات حاج آقا رحیم ارباب و شیخ محمود مفید آموخت. سپس در 17 سالگی، برای ادامه تحصیل به قم رفت.
در قم، از محضر آیات عظام سید حسین بروجردی، سید محمد حجت كوه كمره‌ای، گلپایگانى، حاج سید احمد خونسارى، اراكى، محقق یزدی، امام خمینی(ره) و علمای دیگری بهره گرفت و علوم عقلیه فلسفه و الهیات شفا را از استاد بزرگوار علامه طباطبائى فراگرفت و با اینكه 20 سال بیشتر نداشت، به دلیل ایرادهای علمی و نقدهایی كه در كلاس درس بیان می‌كرد، توجه استادان را به خویش جلب كرد.
آیت‌الله موحد برای فراگیری دانش بیشتر، در سال 1370 هـ .ق رهسپار نجف اشرف گردید و پس از بازگشت به قم، در رشته‌های گوناگون علوم اسلامی به ویژه حدیث و رجال به تحصیل و پژوهش پرداخت و به درجه‌های عالی رسید.
آیت‌الله موحد در دوره سطح و خارج شاگردان بسیاری را پرورش داد. افزون بر آن ، با بنیان نهادن مدرسه و مركز پژوهشی «الامام المهدی» در قم، به گردآوری اخبار و احادیث اهل بیت علیهم‌السلام همت گماشته كه ره آورد آن، انتشار ده ها كتاب ارزنده مانند الصحیفة السجادیة الجامعة صحیفة الامام الرضا علیه السلام و ... است و از فرازهای شگفت در زندگی این اندیشمند وارسته، توسل عجیب ایشان به امام زمان(عج) است.
ایشان به پشتوانه این توسل‌ها، به كامیابی‌های بزرگی در امور فرهنگی و عمرانی دست یافته است، كه از آن جمله به ساخت بیمارستان، درمانگاه، مساجد ، مدارس و... می‌توان اشاره كرد.
این دانشمند جلیل القدر جهان اسلام در اواخر عُمر با همكاری گروهی از پژوهشگران طراز اول حوزه علمیه قم، مشغول گردآوری احادیث گمنام شیعه بودند.

تالیفات علامه:
1.المدخل الی تفسیر الموضوعی للقرآن كریم، تفسیر، عربی، 10 جلد
2.الصحیفة السجادیة الجامعة، دعا، عربی؛ (این كتاب دربردارنده 270 دعا و نیایش از امام سجاد علیه السلام است، در حالی كه صحیفه سجادیه كه از قبل موجود بودند، 54 دعا دارند)
3.جامع الاخبار و الآثار عن النبی و الائمه الاطهار، حدیث، عربی، 2 جلد؛ (در این كتاب، روایت*های ائمه معصومین علیه السلام در زمینه تفسیر قرآن، گرد آمده است)
4.الصحیفة العلویة الجامعة، دعا، (700 دعا از امام علی علیه السلام)
5.صحیفه فاطمه زهرا و چهار فرزندش، دعا، عربی، (دعاهای فاطمه زهرا سلام الله علیها و فرزندانش: امام حسن، امام حسین، امام باقر و امام كاظم علیه السلام)
6.صحیفه امام صادق علیه السلام، دعا، عربی، (1000 دعا از امام صادق علیه السلام)
7.الصحیفة الرضویة الجامعة، دعا، عربی، (دعا و مناجات*های امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسكری و امام زمان علیه السلام)
8.الدرر اللاّمعة فی احادیث الجامعة، حدیث و رجال، عربی، (این كتاب، مقدمه*ای بر كتاب جامع الاحادیث الشیعه نوشته آیت الله العظمی بروجردی است)
9.عوالم العلوم، عربی
10.فقه جامع الاحادیث، حدیث، عربی، (موضوع این كتاب، تفسیر، دلالت احادیث و بررسی تعارض و رفع آنها است)
11.معجم اسناد روایات، رجال و حدیث، عربی

مقالات:
1.بررسی بعد سیاسی حج
2.اهمیت خانه خدا و كیفیت اداره حرمین شریفین
3.علل جلوگیری آل سعود از حج حجاج ایرانی از 1367 تا 1369ه .ش
4.برائت از مشركین در حج
5.گفتاری پیرامون اهمیت عید فطر و قربان
.............

خدمات و مدیریت‌های علامه:
1. سرپرست مركز پژوهشی و مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم.

فعالیتها:
1.تبلیغ، اقلیدِ فارس
2.اعزام مبلغ، اقلید، سرحد و چهاردانگه
3.مناظره با «بن باز»، امام جماعت وهابی مسجدالحرام، مكه
4.بنیان نهادن مدرسه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، قم
5.ساخت درمانگاه ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، اقلید فارس
6.ساخت بیمارستان ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، اقلید فارس
7.ساخت مساجد فراوان، اقلید و چهاردانگه
8.ساخت هنرستان صنعتی، اقلید فارس
9.ساخت كارگاه های قالی بافی، اقلید فارس
10.ساخت پایگاه بزرگ امام رضا علیه السلام ، اصفهان
11.همكاری در احداث لوله كشی آب، مازندران
12.همكاری در ساخت كارخانه قند، اقلید فارس
13.بازسازی امامزاده سید محمد، اقلید فارس
14.طرح نقشه مسجد جمكران، قم

1۷/۱۱/۱۳۹۲
***
***

داغدار عزیزترین فرد زندگیم هستم،
از غیبتم در این ایام پوزش میخوام...

پُستهای معوقه را در پایین مطالعه فرمایید

***
***

نود و یک ماه گذشت...

می آید ...
نمی آید ...
می آید ...
نمی آید ...
می آید ...
و گلبرگها تمام میشود !
می آید !!!
اما به کجا ؟
خدا کند که نیاید ....
نمیخواهم خجالت زده باشم ،
که دیگر دلی برای مهمان نوازی نمانده !
کاش به جای شاخه ای گل
تقدیر را در دستانم میگذاشتند
و میگفتند :
بیاید یا نیاید؟
تصمیم با توست !
و من چه تصمیم بکری میگرفتم
وقتی که میگفتم:
                                      بماند !
                                             تنها همین .....!

حرکت زیبای امیر حسین صادقی

16/۱۱/۱۳۹۲
***
***

دلایل برتری پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) بر دیگر انبیا

فضیلت پیامبر اعظم، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله بر سایر انبیای بزرگ خدا با دلایل مختلف قرآنی، روایی و عقلی ثابت می‌شود. در این نوشتار، برخی دلایل قرآنی این مسأله را از زبان و قلم استاد گرانقدر آیت‌الله عبدالله جوادی آملی پی می‌گیریم.

در میان انبیا برخی بر بعضی دیگر برتری دارند. انبیای اولوالعزم از سایر پیامبران افضل‌ا‌‌ند. در میان پیامبران اولوالعزم نیز تفاضل وجود دارد: «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ»؛ برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم. «وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَی بَعْضٍ»؛ بی‌‌گمان ما برخی پیامبران را بر برخی (دیگر) برتری بخشیدیم.
با بررسی چند مطلب، برتری پیامبر اسلام(صلی الله علیه واله) بر سایر پیامبران اولواالعزم اثبات می‌‌شود.

۱-بشارت حضرت مسیح(علیه السلام)
در قرآن کریم از زبان حضرت عیسی(علیه السلام) آمده است: «وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛ و نوید دهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد و نام او احمد است.
بشارت در موردی است که پیامبر بعدی، مطلبی نو و تازه برای امتش بیاورد. اگر پیامبر خاتم در سطح انبیای گذشته یا در سطح رسالت عیسای مسیح سخن گفته باشد، نخست اینکه دیگر نیازی به آمدن پیامبری تازه نبود و دوم اینکه مجالی برای بشارت نبود.
سخن حضرت مسیح(علیه السلام) که من کتاب آسمانی پیامبر گذشته را تصدیق می‌‌کنم و آمدن پیامبری را در آینده بشارت می‌‌دهم، نشان می‌‌دهد که رسول اکرم(صلی الله علیه واله) از حضرت عیسی(علیه السلام) افضل و قرآن کریم از انجیل بالاتر و رهاورد پیامبر اسلام، بیش از رهاورد مسیح(علیه السلام) است، زیرا تنها در این صورت معنای بشارت تحقق می‌یابد.

۲-هیمنه قرآن بر کتب انبیای پیشین
همه انبیا سخن حق را آورده‌‌اند؛ ولی کتب انبیای گذشته زیر هیمنه، سیطره و نفوذ قرآن کریم حفظ می‌‌شود و خدا قرآن را مهیمن بر کتب انبیای پیشین قرار داده است. هیمنه، به معنی سیطره و نفوذ علمی است.
خدای سبحان در سوره مائده، پس از ذکر نام چند تن از انبیا می‌‌فرماید: پس از انبیای گذشته و به دنبال آثار آنان، عیسی فرزند مریم را فرستادیم؛ در حالی که تورات را تصدیق می‌‌کرد و به او انجیل را دادیم...
سپس خطاب به پیامبر خاتم می‌‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ»؛ ما این کتاب را به درستی فرو فرستاده‌‌ایم که کتاب پیش از خود را راست می‌‌شمارد و نگاهبان بر آن است؛ یعنی از تحریف و دگرگونی آنها جلوگیری می‌‌کند؛ به گونه‌‌ای که موارد تحریف‌‌شده آنها را، پس از عرضه بر قرآن کریم، به خوبی می‌‌توان تشخیص داد.
از سوی دیگر، کمال علمی، مقام و شخصیت معنوی هر پیامبری در کتاب آسمانی او ظهور می‌‌کند؛ به عبارت دیگر، کتاب آسمانی هر پیامبری تجلّی شخصیت همان پیامبر است، پس کمال علمی و شخصیت معنوی پیامبر خاتم در قرآن ظهور می‌‌کند. بنابراین چون هیمنه، سیطره و فضیلت قرآن بر کتاب‌های انبیای سلف ثابت شد، سیطره و فضیلت رسول خاتم بر دیگر انبیا نیز ثابت می‌‌شود.
حاصل آنکه مقام موسای کلیم در حدّ تورات و مقام عیسای مسیح در حدّ انجیل و مقام انبیای دیگر در حدّ کتب و صحف آسمانی آنان است؛ مقام پیغمبر در حدّ قرآن است و قرآن نیز بر تورات، انجیل و صحف دیگر مهیمن است، پس پیغمبر اسلام(صلی الله علیه واله) مهیمن بر موسای کلیم(علیه السلام)، عیسای مسیح(علیه السلام) و انبیای دیگر است.
از برجسته‌‌ترین مزایای علمی رسول اکرم(صلی الله علیه واله) این است که خدای سبحان قرآن را به او آموخته و حقیقت آن را در قلب مطهر او القا کرده است: «وَإِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ»؛ بی‌‌گمان قرآن را از نزد فرزانه‌‌ای دانا به تو می‌‌آموزند.
بنابراین، زمانی می‌‌توانیم منزلت علمی رسول گرامی را ارزیابی کنیم که حقیقت قرآن را بشناسیم، زیرا هر پیامبری به اندازه کتابش، مردم را به حقّ دعوت می‌‌کند و هر چه به عنوان آیه تدوینی کتاب اوست، در وجود مبارک آن پیامبر، به عنوان آیه تکوینی و وجود عینی متحقّق است، پس همان ‌‌طور که برای معارف کتاب آسمانی درجاتی هست، برای ولایت و رسالت اولیا و فرستادگان خدا مراتبی خواهد بود و چون اکتناه قرآن مقدور همه نیست و فقط دسترسی به برخی درجات آن مقدور است، اکتناه شخصیّت علمی رسول گرامی هم مقدور همه نیست و شناخت برخی خصوصیات او مقدور خواهد بود.
به همین دلیل خدای سبحان برای معرفی عظمت شخصیت رسول اکرم(صلی الله علیه واله) می‌‌فرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَاکَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»؛ و بی‌‌گمان به تو سوره مبارکه «فاتحه» و قرآن سترگ را دادیم.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ما کَلَّم رَسُولُ اللّهِ الْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ»؛ رسول خدا با هیچ کس به اندازه عمق فکر خود سخن نگفته است؛ یعنی آنچه شما از سخنان آن حضرت می‌‌فهمید، عمق فکر و عمق کلام پیامبر نیست و هرچه بالا بروید، به عمق فکر او نمی‌‌رسید.
البتّه آن حضرت هرچه باید بگوید، گفته است و چیزی را کتمان نکرده است؛ امّا اشخاص به میزان ظرفیت هستی خود، سخنان آن حضرت را درک می‌‌کنند. اخلاق پیامبر(صلی الله علیه واله) نیز برابر با قرآن کریم است: «وانّک لعلی خُلُقٍ عظیم». خدای سبحان در این آیه پیامبر خود را به عظمت اخلاقی می‌‌ستاید: و به راستی تو راست، خوی سترگ. «کان خلقه القرآن»؛ اخلاق آن حضرت قرآن بود و قرآن کریم مهیمن بر تمام کتاب‌های آسمانی است، پس اخلاق رسول اکرم(صلی الله علیه واله)، برتر از ملکات اخلاقی پیامبرانی است که سایر کتابهای آسمانی بر آنان نازل شده است.

*شناخت رسول اکرم (صلی الله علیه واله) بر همگان آسان نیست
چون حقیقت رسول گرامی(صلی الله علیه واله)، همان حقیقت قرآن است و معرفت حقیقت قرآن، برای افراد معمولی و متعارف ممکن نیست، شناخت رسول اکرم(صلی الله علیه واله) هم برای همگان میسّر نیست؛ با این تفاوت که گروهی تنها گوشه‌‌ای از حقیقت نبوّت را درک می‌‌کنند و به آن مؤمن می‌‌شوند؛ ولی فرورفتگان در چاه طبیعت، هرگز حقیقت رسالت را نمی‌‌بینند و در نتیجه به آن کفر می‌‌ورزند. از این رو در قرآن آمده است: «َتَرَاهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ»؛ می‌‌بینی که به تو می‌‌نگرند؛ در حالی که نمی‌‌بینند.
حاصل آنکه شناخت پیامبر، بدون شناخت قرآن ممکن نیست. آنچه در حدیث آمده است که «رسول خدا را جز خدا و علی‌‌بن‌‌ابی‌‌طالب(علیه السلام)، کسی نشناخت»، به معرفت‌های نوری نظر دارد.
پیامبر قرآن را در نشئه کثرت، در لباس الفاظ به زبان عربی مبین، از خداوند آموخت و در نشئه وحدت آن را به صورت بسیط و بدون لفظ، در مرحله ام‌‌الکتاب از خداوند تلقّی کرد. پس شناخت پیامبر بدون شناخت همه مراحل قرآن، به ویژه مرحله ام‌‌الکتاب میسّر نیست.

۳- خاتمیّت رسول اکرم(صلی الله علیه واله)
خدای سبحان در مورد خاتمیّت رسول اکرم(صلی الله علیه واله) می‌‌فرماید: «مَّاکَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ»؛ محمد پدر هیچ ‌‌یک از مردان شما نیست؛ اما فرستاده خدا و خاتم(واپسین) پیامبران است.
«خاتم» یعنی مُهر که در پایان نوشته‌‌ها و نامه‌‌ها قرار می‌‌گیرد. نویسنده پس از آنکه آنچه را لازم بود، نوشت و تمام مقاصد خود را بیان کرد، پایان نوشته خود را مُهر کرده، ختم آن را اعلام می‌‌کند. انبیا کتاب و کلام حق‌‌اند، چنان ‌‌که درباره حضرت عیسی(علیه السلام) آمده است: «یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ»؛ خداوند تو را به کلمه‌‌ای از خویش نوید می‌‌دهد که نامش مسیح، پسر مریم است.
خداوند که از طریق فرستادن پیامبران و وحی با انسان‌ها سخن می‌گوید، پس از پایان کلمات و گفتارش، سلسله نبوّت و صحیفه رسالت پیامبران را با فرستادن پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) مُهر کرده است.
مقصود از خاتمیّت، تنها تأخّر و خاتمیّت زمانی نیست، بلکه خاتمیّت رتبی در قوس صعود نیز هست. بنابراین از آیه مذکور چنین استفاده می‌‌شود که پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) واجد همه مزایا، فضیلت‌ها و خصوصیات پیامبران گذشته است و تا روز قیامت احدی بهتر و کامل‌‌تر از او نخواهد آمد، زیرا اگر کامل‌‌تر از او یافت می‌‌شد، حتماً او به مقام خاتمیّت می‌‌رسید؛ نه رسول اکرم(صلی الله علیه واله).
اثبات مطلب، به صورت قیاس استثنایی این است که اگر پیامبری برتر از پیغمبر خاتم، تا روز قیامت ظهور کند، پیامبر اسلام، پیامبر خاتم نیست، زیرا اگر خدا انسانی بیافریند که در علم و عمل، اکمل و افضل از پیامبر اسلام باشد، هرگز آن انسان اکمل و افضل، از این انسان کامل و فاضل پیروی نکرده، از امّت او نیست. چون انسانی که کمال برتر را دارد، مطاع و متبوع خواهد بود و دیگران را به مقام خود و آن کمال برتر هدایت می‌‌کند و او باید، هم خاتم پیامبران و هم شاهد جهانیان و اُسوه امتها باشد؛ در حالی که خدای سبحان پیامبر اسلام را به خاتم پیامبران معرفی کرده و شاهد جهانیان خوانده است: «فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِیدًا»؛ ما در قیامت از هر اُمّتی شاهدی بر اعمال آنها می‌‌آوریم(که در دنیا حوادث را تحمّل کرده، در آخرت شهادت می‌‌دهد) و تو را به عنوان شاهد همگان می‌‌آوریم؛ یعنی هر چه اُمّتها در دنیا انجام دادند، تو مشاهده کرده، شهادت خواهی داد؛ تو بر بینش همه انبیا سیطره داری و گواهی می‌‌دهی؛ تو نه تنها شهید امت خود، بلکه شهید انبیا و امتهای آنان هستی.

۴-رسول اکرم(صلی الله علیه واله) بنده‌ مقام اطلاق
بعضی انسان‌ها تحت تدبیر اسم‌های جزئی حق‌‌اند. بعضی در حقیقت، عبدالرّزاق، عبدالباسط، عبدالقابض، عبدالکریم یا عبدالجلیل هستند؛ امّا پیامبر اسلام(عبده) است؛ یعنی پروردگاری مدبّر و مربّی شخص وی است که نهایی‌‌ترین مرتبه را داراست و در قوس صعود، مقامی برتر از مقام ربوبیّت شخص رسول اکرم(صلی الله علیه واله) نیست: «وَأَنَّ إِلَی رَبِّکَ الْمُنتَهَی»؛ و به درستی که پایان هر چیز، به سوی پروردگار توست.
«هو» که همان هویت مطلقه است، عالی‌‌ترین اسم از اسمای حسنای خدای سبحان است و آن حضرت به عالی‌‌ترین اسم منتسب است.
بنابراین، چون جامع‌ترین کلمه به او اشاره دارد، کامل‌‌ترین عبودیت از آن او خواهد بود و او در قوس نزول، از نزد همان مقام «هو» تنزّل کرده، و هویت مطلقه، مبدأ ارسال رسول اکرم(صلی الله علیه واله) است: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»؛ اوست که پیامبر خود را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها پیروز گرداند.
خدای سبحان وقتی کلمه «عبد» را برای انبیا به کار می‌‌برد، با نام آن‌ها همراه می‌‌کند؛ برای مثال می‌‌فرماید: «وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِیمَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ...»؛ یاد کن بندگان ما ابراهیم، اسحق و یعقوب را... یا «یاد کن بنده ما داود را» یا «یاد کن بنده ما ایّوب را»؛ ولی پیامبر خاتم را بی‌‌نام یاد می‌‌کند و نام مبارک پیغمبر را قبل یا بعد از کلمه «عبد» نمی‌‌آورد تا گفته شود که نام آن حضرت به دلیل قرینه محذوف است. «تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا»؛ بزرگوار است آن (خداوندی) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا بیم‌‌دهنده‌‌ای برای جهانیان باشد.
کلمه «عبد» به صورت مطلق و غیر مقیّد، به فرد کامل انصراف دارد که رسول خداست. دیگران عبد مقیّد، یعنی بنده تعیّنات مقیّد هستند؛ ولی رسول اکرم(صلی الله علیه واله) بنده آن مقام اطلاق است.
در سوره اسراء نیز آمده است: «سبْحَانَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً...» و در سوره کهف «الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَی عَبْدِهِ الْکِتَابَ». گمان نشود که کلمه «الذی» از موصولات است و عاید می‌‌خواهد، زیرا عاید را با الفاظ دیگر نیز می‌‌توان بیان کرد.
کلمه «عبدنا» (بنده ما) که در مورد سایر پیامبران به کار رفته، به کثرت نظر دارد؛ ولی کلمه «عبده» ناظر به مقام وحدت است. به همین دلیل، این کلمه حتی از کلمه «عبدالله» هم بالاتر است، زیرا این عبودیّت، نشان هویت مطلقه است که از مقام الوهیّت بالاتر است. بنابراین هیچ کمالی برای انسان متکامل فرض نمی‌‌شود؛ جز اینکه پیامبر(صلی الله علیه واله) به آن مقام نایل آمده است.
سیاق آیات سه گانه یاد شده، به شکلی رساتر، در سوره نجم آمده است: «فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی»؛ پس خداوند به بنده خود وحی کرد آنچه وحی کرد.

۵-پیامبر(صلی الله علیه واله) اولین مسلمان
خدای سبحان به پیامبرش فرمود: «وبذلک اُمرت و انا اوّل المسلمین». منظور از (اول المسلمین)، اوّلیّت ذاتی است که گاهی از آن به اوّلیّت رتبی یاد می‌‌شود. خداوند درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) با اینکه از نظر زمانی جلوتر است و سرسلسله انبیای ابراهیمی(علیه السلام) است و درباره حضرت نوح(علیه السلام) که شیخ الانبیاء و حضرت آدم(علیه السلام) که ابوالبشر است، از این عبارت استفاده نکرده است. این نکته نشان می‌‌دهد که این اوّلیت، زمانی، تاریخی و مادّی نیست، زیرا اگر منظور اولیّت زمانی بود، هر پیامبر نسبت به قوم خویش «اول المسلمین» بود؛ پس علت اینکه خدای سبحان تنها به پیامبر اسلام فرمود که بگو «من مأمورم که نخستین مسلمان باشم»، این است که وی صادر اول و ظاهر اول است؛ یعنی هیچ‌‌کس در رتبه وجودی او قرار ندارد، چنان‌که نخستین کسی که در قیامت محشور می‌‌شود، آن حضرت است.

۲۸/۱۰/۱۳۹۲
***
***

یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست

کنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست

سامرائی شده ام، راه گدایی بلدم

لقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست

قسمت کعبه نشد تا که طوافت بکند

بر دل کعبه همین داغ فراوان کم نیست

یازده بار به جای تو به مشهد رفتم

بپذیرش به خدا حج فقیران کم نیست

زخم دندان تو و جام پر از خون آبه

ماجرائی است که در ایل تو چندان کم نیست

بوسه ی جام به لب های تو یعنی این بار

خیزران نیست ولی روضه ی دندان کم نیست

از همان دم پسر کوچکتان باران شد

تا همین لحظه که خون گریه ی باران کم نیست

در بقیع حرمت با دل خون می گفتم

که مگر داغ همان مرقد ویران کم نیست

۱۹/۱۰/۱۳۹۲
***
***

نود ماه گذشت...

تو نگرانم نشو !!
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ... بی صدا کنم
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ... نفس بکشم بدون تو ... و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...
که چگونه...!
برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....
تو نگرانم نشو !!
فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت

16/۱۰/۱۳۹۲
***
***

پیامبر اعظم صلوات الله علیه

مردى از دنیا میرود كه دنیا، چشم انتظارش بود تا بیاید و دایره نبوت را در افق باز چشم‏هایش، به پایان برساند؛ مردى كه دنیا چشم انتظارش نشست تا نقطه بگذارد بر انتهاى سطر پیامبرى و نامه رسالت را مُهر بنگارد با نقش نگین خاتمیت.
مردى از دنیا میرود كه آخرت را همچون پنجره ‏اى دیگر بر نگاه ‏هاى بشر گشود، تا بنگرند، تا بدانند كه ساحل‏ نشینان دنیا را روزنه ‏اى هست كه میتواند به دریاى آخرت برساندشان؛ مردى كه دنیا و آخرت را همچون دو چشم در كنار هم، همچون دو بال براى یك پرنده به تصویر كشید؛ مردى كه دست‏هاى دنیا و آخرت را در دست هم گذاشت.
مردى از دنیا میرود كه انسان‏ها را گره زد به وظیفه خویش؛ مردى كه زیر بازوى عقل را گرفت تا برخیزد، مرهم بر زخم‏هاى معنویت نهاد تا جان بگیرد و ایمان را همچون شعله ‏اى همواره سوزان، در چراغدان جان و روان آدمى برافروخت تا از تیرگی ‏ها نهراسد و در تاریكی‏ها نمیرد.
اینك او امتش را تنها می گذارد و از این دار فانى به سرای باقى می شتابد، او غم از رفتن ندارد، اندوه از رحلت و ترك این خاك ندارد كه اگر غمى و اندوهى بر سینه اش سنگینى می كند ناراحتى و بى تابى از براى امت نوپایى است كه یك مكتب الهى را پذیرفته است و به همین خاطر در مقابل دشمنان داخلى و خارجى زیادى قرار گرفته است.
غمش غم امتى است كه باید حركتش را به سوى الله یك لحظه متوقف نسازد، چه رنجها كه براى این حركت متحمل نگشت و چه حرفها كه از دوست و دشمن نشنید، اگر در دل همیشه به یاد و فكر امت بود بخاطر عشقى بود كه به خداى امت داشت. 
اینك پدرى مهربان از دنیا می رود، پدرى بى مانند جهان را ترك می گوید، و آنگاه كه بى تابى قرارى دخترش را نظاره مى كند خطاب به او چنین مى فرماید : فاطمه عزیزم، فاطمه دلبندم، فاطمه اى گوشواره عرش كبریائى، فاطمه اى گوهر پارسایى و شكیبایى، فاطمه اى محبوبه حضرت داور، فاطمه اى جان و جآنان پیامبر، فاطمه اى كفو بى كفو حیدر غصه به خود راه مده كه تو اولین كسى هستى كه به دیدار من می شتابى. فاطمه جان گریه این نور چشمان عزیزم حسن و حسین را آرام كن كه بیش از این طاقت شنیدن این گریه ها را ندارم.
به یكباره نفس ها گره مى خورد، زمان ساكت و غمگین مى ایستند، هستى از جنبش باز مى ماند ناگهان لبهاى نازنین پیامبر تكان مى خورد: بل الرفیق الا على.

امام حسن مجتبی علیه السلام

ای مولود خجسته رمضان! ای بدر تمام ماه خدا!
تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه كرم و بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست.
رسول رحمت، تو را بر شانه های خویش سوار می كرد و بر تو مباهات می نمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علی (ع) هستی.
تو دومین امام مایی و ما مُرید و دلداده تو و اینك در سالروز عروج ملكوتیت در باورمان نمی گنجد كه چگونه عداوت و دشمنی را با طعم زهر به تو چشانیدند ...
باز هم مدینه بر خاك سیاه اندوه نشسته و سكوتی ژرف، همه جایش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر دیوارهای گلین خانه ها نشسته است. باد غربت در كوچه باغ های خزان زده شهر، خود را به در و دیوار می زند و آواره مصیبت روح جاودانی صبر و كریم اهل بیت، امام مجتبی علیه السلام است.
حسن علیه السلام، این سید جوانان اهل بهشت، این خلق نیكوی محمدی، این اسطوره صبر و بندگی، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ایستاده و با جگری تفتیده از نامهربانی دشمن خانگی اش، عزم پر كشیدن تا بی كران عرش خدا را دارد.

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

ای آشنای غریب، ای عصمت هشتم، ای غریب الغربا، ای شمس الشموس و ای مولای من! کوچه های نیشابور، هنوز بوی کلام عطرآگین تو را دارد. هر روز که خورشید خراسان، سینه ریز زرینش را از شوق می درد و انبوه دانه های طلایی اش از فراز آسمان بر حَرَمت می پاشد، کبوتر دل، بهانه کنان به سوی حرم تو پر می کشد و به سوی دانه های مِهری می رود که برایش می پاشی.
هوای صحن و سرای تو، پُر از زمزمه است و آسمان آکنده از ذرات لطیف حضوری است که چهره زائران خسته را می نوازد. در بارگاه تو، هیچ کس غریب نیست. سلام بر تو ای آشنای غریب! سلام بر تو، که توس، با آمدنت مدینه ایمان شد. و ما هر زمان، به بهانه ی شوق دیدارت در "مشهد" عاشقان، نگاهمان را به نگاه تو پیوند می زنیم و از دلتنگی هایمان می كاهیم.
هر سحر، به کوچه های ایوان نگاه روشنت کوچ می کنیم و چون پرنده ای غریب، به گوشه حَرَمت پناه می بریم.
هر روز، در سایه سار مرقد متبركت مویه کنان، شانه های خسته مان را می لرزانیم.
هر شب، فانوس اشک هایمان را روشن می کنیم و دست های محتاج عاطفه مان را به دامان پر مهر و محبت تو می آویزیم.
و اینك خورشید، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمین اخترند.
کبوتران بال می زنند آسمانی را که چشم هایمان سال هاست به آن دوخته شده، صدای بال کبوتران در صدای سنج عزاداران می پیچد و خواب مسموم انگورهای پیچیده بر خوشه های حادثه آشفته می شود، خورشید، ذره ذره در عطش چشم هایش رسوب می کند ...
ای تمامیت عشق و صفا، در آستانه سالروز فقدان وجود نازنینت، پرستوی دلم میل پرواز به رواق ملکوتی ات را دارد می خواهم خاک محضرت را طوطیای چشمان ناقابلم کنم و در حریم خلوتت مستانه، زمزمه شورانگیز عاشقی و رهایی را سر دهم، می خواهم خویش را به پنجره پولاد مهربانی و مروتت بیاویزم و بند دل شکسته ام را گره بزنم به صداقت و بزرگی و شرافتت، و عقیق سرخ نیایش را تقدیمت کنم.
ای ضامن آهو، آهوی سرگشته کوچه های غربت و دلدادگی ام آیا ضمانت دلم را می پذیری ؟

۹/۱۰/۱۳۹۲
***
***

سایت سید برگی دیگر از

مجموعه ذاکر افلاکی را تقدیم میکند:

آرشیو کامل سی دی های سید در یک هارد اکسترنال، مجموعه ای همیشه ماندنی از مداح آل الله میرمحمدذاکری(سیدجوادذاکر) در۱۸۱عنوان سی دی(۲۷۸عدد dvd،audio،video) که حتی نام تمامی آنها در فهرست سی دی ها نیست، به صورت ۱۶۰ گیگ پُر شده در بهترین هارد اکسترنال بازار. البته شما میتوانید هر هاردی که دوست دارید سفارش دهید...

مزایای این آرشیو بی نظیر، اگر شما بخواهید این آرشیو را بصورت سی دی یا دی وی دی از موسسات فرهنگی تهیه نمایید: اولاً کل این مجموعه را در هیچ موسسه ای نخواهید یافت، دوماً هیچ موسسه ای حاضر به رایت این تعداد سی دی یا دی وی دی برای شما نیست، سوماً تهیه آن زمان گیر و حمل آن دشوار است، چهارماً هزینه ی تهیه آن مبلغ بالایی میشود، پنجماً امکان خراب شدن آن و از بین رفتنش به مرور زمان بسیار زیاد است...

اما این آرشیو که بصورت هارد اکسترنال از طرف سایت سید تقدیم شما میگردد: اولاً مجموعه ای فایل بندی شده با توضیحات کامل و لیست قابل تغییر است، دوماً در یک هارد جیبی قابل حمل پُر شده که ۷۰٪ آن خالیست و شما میتوانید هر آن چیز که میخواهید به آن بیافزایید، سوماً در کمترین زمان ممکن از طریق پست به دستتان میرسد، چهارماً هزینه ی هارد + رایت + محتویات آن + حمل و نقل + پست در مقایسه مبلغ ناچیزیست، پنجماً اگر به هر دلیلی محتویات هارد پاک شد بصورت رایگان مجدد برایتان رایت خواهد شد...

عزیزانی که قصد تهیه این مجموعه بی نظیر را دارند

با گذاشتن یک پیغام در قسمت نظرات سایت سید

حاوی نام کامل، شماره همراه، آدرس دقیق و کدپستی 

بصورت اینترنتی سفارش دهند تا آنرا برایشان ارسال نمایم

۱/۱۲/۱۳۹۰
***