سالروز شهادت امام عسکری(ع)...
پاسداشتِ نماز
امام عسکری عليهالسلام به نماز اوّل وقت بسيار اهتمام میداد و نماز را بزرگ میداشت. ابوهاشم جعفری که يکی از ياران خاصّ و ويژه آن بزرگوار بود، میگويد:
نزد آن امام معصوم بودم. حضرت در حال نوشتن نامه بود که وقت اداء نماز فرا رسيد، آن بزرگوار نامه را به سوئی نهاد و بری خواندن نماز حرکت کرد. از نماز که فارغ شد، دوباره تشريف آورد و قلم را برداشت و شروع کرد به نوشتن نامه.
ترغيب به خدمت رسانی
ابوهاشم میگويد:
روزی در محضر امام عسکری عليهالسلام بودم، آن حضرت فرمود:
«يکی از درهای بهشت، «بابُ المعروف» است. از آن در کسی داخل بهشت نمیشود مگر اينکه در دنيا کارهای نيک انجام داده و به مردم کمک و خدمت نمايد.»
تا اين را از حضرت شنيدم، خدا را سپاس گفتم و بسی خشنود گرديدم؛ زيرا يکی از برنامههای زندگی من، خدمت رسانی به مردم و رفع نياز پا برهنگان و محرومان بود. تا اين مطلب در دلم گذشت، حضرت به من نگاه کرد و فرمود:
«بله، کسانی که در اين جهان به مردم کمک میکنند، در جهان ديگر نيز سر بلند و جايگاه آنان برجسته است. ای ابوهاشم! خدا تو را از اين گروه قرار دهد، خدای تو را رحمت کند.»
سخاوت و بخشندگی
امام حسن عسکری عليهالسلام بسان اجداد بزرگوارش در بخشندگی و کمک به مردم يگانه روزگار بود. شخصی به نام محمد بنعلی همراه پدرش ـ که از خاندان علويان بودند؛ ولي از گروه واقفيّه به شمار میرفتند ـ در زندگی دچار بحران شدند و در مضيقه مالی سختی قرار گرفتند.
وی میگويد: پدرم گفت: برويم نزد اين مرد ـ امام حسن عسکری ـ چون خصلت «بخشندگی» او را زياد شنيده بوديم. در راه که میرفتيم، پدرم گفت: ای کاش آن حضرت برای برآوردهشدن سه نياز من، کمکم کند! من هم با خود گفتم: ای کاش به سه نياز من توجّه و عنايت کند!
نزد آن حضرت رفتيم، از حال ما پرسيد، پاسخ داديم. هنگامی که با امام خداحافظی کرده و از خانه خارج شديم، خادم حضرت آمد و به اندازهای که نياز داشتيم و آرزو کرده بوديم، کيسه هايی از اشرفی به ما داد.
آنان با آنکه از امام عسکری عليهالسلام کرامت ديدند؛ ولی دست از مرام خود برنداشتند.
۴/۱۲/۱۳۸۸