برگ سبز حضرت عباس(ع)


نام: عباس
القاب: علمدار، سقا، قمربني هاشم، باب الحوائج، الشهيد، طيار، عبدالصالح، عميد، سپه سالار، سفير، پرچمدار، ابوقربه، محتسب، صابر، المستجار، فرمانده لشگر، سردار و پيشتاز، ظهرالوبابيه، موثر، حامي، فادي، ضيغم، المواسي، الواقي، اطلس، باب الحسين، الساعي، صديق، البطل العلقمي، مستعجل و...
كنيه: ابوفاضل، ابوالفضل، ابوقرابه
پدر: علی(ع) (بن ابی طالب)
مادر: فاطمه (بنت حزام بن خالد از قبیله بنی کلاب) معروف به ام البنین
تاريخ ولادت: چهارم شعبان روز جمعه سال 26هجري قمري
محل ولادت: مدينه
تعداد برادران و خواهران: 11 برادر و 16 خواهر که با سه تن از برادران خود تنی بود. حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن در دوران حمل در شش ماهگي به شهادت رسيد از حضرت فاطمه زهرا(س) - محمد حنفيه از خوله بنت جعفر بن قيس حنفيه ( ايشان در زمان حکومت عمربن الخطاب به دنيا آمد و در سن 65 سالگي در ربيع الاول سال 81 هجري از دنيا رفت. بعد از شهادت امام حسين (ع) مختار ثقفي وي را امام خواند ) - عثمان ( وي متولد کوفه بود و حضرت نام ايشان را به ياد برادر عثمان بن مظعون، عثمان ناميد و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 21 سالگي به شهادت رسيد ) ، عبدالله ( وي متولد کوفه بود و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 25 سالگي به شهادت رسيد ) و جعفر ( حضرت نام ايشان را به ياد برادرش جعفر طيار، جعفر ناميد و همراه سه برادر بزرگ خود در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) از ام البنين - عون و يحيي ( وي در زمان حيات پدر از دنيا رفت و در هاشميه عراق به خاک سپرده شد ) از اسماء بنت عميس - عبيدالله ( از شهداي واقعه کربلا ) و محمد اصغر ( از شهداي واقعه کربلا ) از ليلي بنت مسعود دارميه التيميه - ام الحسن ( از وي در کتب به صورت کنيه نام برده شده. او با پسر عمه خود جعدة بن ابي هبيره مخزومي که از خواص شيعيان بود ازدواج کرد و پس از آن با پسر عمويش جعفر بن عقيل ازدواج نمود )، نفيسه ( به نقل آمده که کثير بن عباس بن عبدالمطلب او را به عقد خود در آورده ) و رمله صغري ( در عمدة الطالب آمده که زوجه عبدالله بن ابي سفيان بن حارث بن عبدالمطلب بوده ) از ام سعيد بنت عروة بن مسعود ثقفي ( زينب صغري و رقيه صغري که آنها را نيز فرزند حضرت و ام سعيد مي دانند ) - عمراطراف ( کوچکترين پسر آن حضرت بود که با خواهر خود دو قلو بود. به روايتي 85 سال زندگاني کرد و نصف ميراث حضرت را حيازت نمود. او شخصي فاضل بود که با اسماء بنت عقيل بن ابيطالب ازدواج کرد و صاحب 3 فرزند به نام هاي محمد و موسي و ام حبيب شد ) و رقيه کبري ( همزاد برادر خود بود و با پسر عمويش مسلم بن عقيل ازدواج کرد. پس از شهادت همسرش در کوفه، در واقعه کربلا حضور داشت و به اسارت گرفته شد و خطبه هاي وي در کوفه و شام در کتب سيره و مقاتل به تفصيل آمده. ايشان در مدينه در سن 85 سالگي درگذشت ) از ام حبيبه بنت ربيعه - جمانه ( در منابع شيعه به ام جعفر شهرت دارد ) از ام ولد - ام هاني ( يکي از زنان برجسته شيعه که حضرت نام خواهرش را بر وي نهاد. او در مدينه چشم از جهان فروبست ) - امامه ( همنام يکي از همسران حضرت بود و همسر صلت بن عبدالله بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب گرديد ) - فاطمة الکبري کلبيه ( ايشان با محمد بن ابي سعيد بن عقيل ازدواج کرد و در بحارالانوار آمده او آنقدر عمر کرد که امام صادق (ع) او را ديد ) - خديجه ( از زنان محدثه شيعه که در شهر مدينه متولد گرديد و با پسر عمويش عبدالرحمن بن عقيل ازدواج کرد و همراه همسرش در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) - ميمونه ( همسرش عبدالله اکبر بن عقيل در واقعه کربلا به شهادت رسيد و وي به اسارت گرفته شد ) - ام الكرامة ( در کتب سيره از ايشان با کنيه ياد شده ) - ام سلمه ( جز نام او شرحي ديگر در کتب ديده نمي شود )
تعداد فرزندان: به روایتی 4 پسر و 1 دختر. عبيدالله و فضل از لبابه – حسن و قاسم و یک دختر از ام ولد (که نسل ايشان ازعبيدالله ادامه يافت و در اين نسل راد مردان وعالمان وفقيهان بسياري به وجود آمدند مانند ابوعلي حمزه بن قاسم که نوه حضرت در نسل پنجم مي باشد و مرقد مبارکش در نزديک حله داراي گنبد وبارگاه است و مانند علي بن ابراهيم بم ابي جعفر و حسن بن عبيدالله بن ابي الفضل که نوه آن حضرت در نسل سوم مي باشد و مرقد مطهرش داراي گنبد و بارگاه ملکوتي وی در قم ( آخرخيابان باجک) است و به عنوان شاهزاده سيدعلي معروف است)
مدت عمر: 34 سال و حدود پنج ماه و شش روز
تاريخ شهادت: عاشوراسال 61هجري قمري
محل شهادت: كربلا كنار نهر علقمه
قاتل: زيد ابن ورقاء و حكيم بن طفيل سنبسی الطايي
نکاتي درباره ي آن حضرت:
خلفاي عصر حضرت عثمان و معاويه و يزيد بودند. دربين عرب رسم بود که اگر کودکي زيبايي داشت وداراي قامتي بلند و چهره اي زيبا او را با نام ماه صدا مي زدند مثلا عبد مناف جد سوم پيامبر(ص) را که چهره اي زيبا و نوراني داشت قمربطحاء (ماه سرزمين مکه) و عبدالله پدر ارجمند پيامبر اسلام(ص) را که سيماي نوراني و چشمگير داشت قمر حرم (ماه حرم) مي گفتند. عباس هم چون از زيبايي ويژه اي برخوردار بود و قامتي رشيد همچو سرو داشت به عنوان قمر بني هاشم (ماه دودمان هاشم ) خواندند. همه بني هاشم زيبا روي وخوش سيما بودند ولي عباس در بين آنها از همه خوش سيماتر بود که او را قمر بني هاشم ناميدند.
در تعبير آمده وقتي سوار بر اسب هاي قوي و چالاک مي شدو پاهايش را بر رکاب مي نهاد زانوانش به کنار گوش هاي اسب مي رسيد. از اين رو ام البنين از چشم زخم حسودان در مورد عباس هراس داشت و براي حفظ عباس از گزند آنها به خدا پناه مي برد.
حضرت عباس (ع) همراه برادرش از کوفه به مدينه بازگشت و در اطراف امام و برادرش زيست، هرگزبه حکومت سياه معاويه اعتنا نکرد و موضع گيري ومخالفت خود را همانند موضع گيري برادرش امام حسن(ع) به صورت بي اعتنايي و قهر از حکومت ننگين معاويه ادامه داد تا آنگاه که امام حسن(ع) توسط جعده دختر اشعث که عامل نفوذي معاويه بود مسموم شده و به شهادت رسيد.
مرحوم سيد عبد الرزاق مقرم درکتاب العباس مي نويسد: در روايتي که از امامان معصوم به ما رسيده ، فرمودند :انَّ العباسَ بن عليٌّ زُقَّ العلمُ زقاً ؛ همانا عباس فرزند علي(ع ) علم را چون غذا در کودکي از پدرش وارد جانش نموده است. سپس مي نويسد: اين تعبير شبيه بسيار لطيفي است زيرا هرگاه کبوتري غذا را نرم و گوارده کند و به بچه اش بخوراند ، به آن تعبير به «زُقَّ» ميشود اين بيان حاکي از آن است که حضرت عباس (ع) در دوران خردسالي از پستان مادرش علم و حکمت را چون شير ، درون جانش نموده و در دامان علم و حکمت رشد و نمو نموده و داراي علم لدني بوده است.
در کتاب مستطرف الاحاديث نقل شده: روزي امام حسين(ع) در مسجد آب خواست. عباس(ع) که در آن هنگام کودکي بود بي آنکه به کسي بگويد با شتاب از مسجد بيرون آمد پس از چند لحظه ديدند ظرفي را پر از آب کرده و با احترام خاصي ظرف آب را به برادرش امام حسين(ع) تقديم کرد. روز ديگري خوشه انگوري را به او دادند. او با اينکه کودک بود با شتاب از خانه بيرون آمد پرسيدند: کجا مي روي؟ فرمود: مي خواهم اين انگور را براي مولايم حسين (ع) ببرم...
در مورد اطاعت حضرت عباس(ع) در آغاز زيارت نامه اش از زبان امام صادق(ع) خطاب به آن حضرت مي خوانيم: السلام عليک ايها العبد الصالح،المطيع لله ولرسوله و لاميرالمؤمنين والحسن والحسين عليهم السلام؛ سلام برتو اي بنده صالح و مطيع خدا و رسولش و پيرو اميرالمومنين علي (ع) وحسن وحسين(ع) .
گوشه اي از كلام معصومين درباره حضرت:
در هنگامه قيامت رسول اكرم اسلام(ص)، على(ع) را میطلبد و میفرمايد: نزد فاطمه برو و به او بگو آنچه براى شفاعت [گناهكاران] در اين روز بزرگ فراهم ساخته، حاضر كند. پاك بانوى آفرينش درجواب حضرت میفرمايد: اى اميرمؤمنان، دو دست بريده پسرم عباس براى مقام شفاعت من كافى است...
دريکي ازروياهاي صادقانه آمده پيامبر(ص) به عباس(ع) فرمود: اقرا الله عينکَ،فانت باب الحوائج واسمع لمن شئت ؛خداوند چشمت را روشن گرداند، تو باب الحوائج هستي، از هر که خواستي شفاعت کن.
هنگاميکه مولا علي(ع) در بستر شهادت بود عباس را طلبيد و او را در آغوش چسبانيد و فرمود: ولدي وسقر عيني بک في يوم القيامة؛ به زودي در روز قيامت چشمم بوسيله وجود تو روشن مي گردد.
هنگاميکه امام حسين (ع) کنار علقمه به بالين عباس(ع) آمد و لحظه شهادت او را ديد خطاب به او فرمود: جزاک الله خيرا يا اخي ،لقد جاهد ت في الله حق جهاده؛برادرم! خداوند پاداش نيک به تو بدهد، تو در راه خدا بطور کامل جهاد کردي.
امام سجاد (ع) در سخنى كوتاه، بلنداى عظمت مقام عمويش ابوالفضل(ع) را چنين بيان میكند: خداوند عمويم عباس بن على را رحمت كند؛ به تحقيق كه ايثار و جانبازى كرد؛ جنگ نمايانى كرد و خود را فداى برادرش ساخت تا دستانش قطع شد. خداوند در برابر اين فداكارى - به سان عمويش جعفر طيار- دو بال به او عنايت كرد تا به يارى آنها همراه فرشتگان در بهشت پرواز كند.


۴/۳/۱۳۸۸