توضيح ها :

[1]اين وصيت را عده زيادى از محدثان و مورخانى كه قبل از مرحوم سيد رضى،و بعد از او مى‏زيسته‏اند باسند نقل كرده‏اند كه ما به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1-ابو محنف لوط ابن يحيى نقل مى‏كند:

هنگامى كه امام(ع)ضربت‏خورد،پزشكان كوفه گرد آمدند،در بين آنان‏از همه ماهرتر«اثير ابن عمرو»بود كه جراحات را معالجه مى‏كرد...او هنگاميكه‏زخم را مشاهده كرد يك شش گوسفند گرم را خواست،رگى از آن بيرون آورده‏در محل ضربت قرار داد آنگاه كه بيرون آورد گفت‏يا على وصيتهاى خود را بنمازيرا اين ضربت‏به مغز رسيده و معالجه مؤثر نميافتد در اينجا امام كاغذ و دواتى‏خواست و وصيت‏بالا را نمود البته اصل وصيت‏بيشتر از آن است كه مرحوم سيدرضى ره در اينجا آورده.

2-ابو حاتم سجستانى در كتابش المعمرون و الوصايا ص‏149 با سند اين‏وصيت را آورده.

3-ابو جعفر طبرى در تاريخ خود ج‏6 ص 85 در حوادث سال 40 آن را نقل‏كرده است.

4-ابو القاسم عبد الرحمن ابن اسحق الزجاجى در كتاب امالى ص 112 آغازاين وصيت را با وصيتى كه امام عليه السلام به‏«محمد ابن حنفيه‏»نموده آورده است.

5-محمد ابن يعقوب كلينى در كتاب كافى ج‏7 ص 51 عين آنچه سيد رضى آورده نقل نموده است.

6-ابو الحسن مسعودى در كتاب مروج الذهب ج 2 ص 425 بخشى از آنراذكر كرده.

7-ابن شعبة در كتاب تحف العقول ص‏197 تحت عنوان وصيت امام‏بفرزندش حسن(ع)، هنگام وفات،قسمتى از آن را آورده.

8-مرحوم صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه ج 4 ص 141 اين وصيت‏را مبسوطتر از آنچه در نهج البلاغه است آورده.

بعد از شريف رضى هم اين وصيت را عده زيادى نقل كرده‏اند.

(مصادر نهج البلاغه ج‏3 ص‏379-380)