شخصیت پیامبر اعظم (ص) از منظر نهج‌البلاغه

در نهج‌البلاغه صفات و ویژگیهای نبی گرامی اسلام و فضائل و مناقب آن رسول گرامی مورد توجه فراوان قرار گرفته است. برای نمونه به چند مورد اشاره میگردد.

1. امانتداری

ان‌الله بعث محمد(ص) نذیراً للعالمین و امیناً علی التنزیل[خطبه26]

خداوند محمد(ص) را به رسالت مبعوث ساخت که جهانیان را بیم دهد و امین آیات کتاب وی باشد.

در جای دیگر میفرماید:

حتی اوری قبسا لقابس و انار علما لحابس فهو امینک المأمون[خطبه۱۰۶]

تا اینکه خداوند پیامبرش را فرستاد و شعله‌ای برای آنها که میخواهند روشن گردند برافروخت و چراغی پر فروغ بر سر راه گم‌شدگان وادی ضلالت و گمراهی قرار داد. خداوندا، پس او امین و مورد اعتماد توست.

2. استقامت و پایداری

پایداری و استقامت در راه هداف و آرمان مقدس رسالت الهی، از صفات بارز نبی گرامی اسلام (ص) است که در نهج‌البلاغه در مواضع متعدد مورد توجه امام(ع) قرار گرفته است. آن حضرت از جمله میفرمایند:

ارسله داعیا الی الحق و شاهداً علی الخلق فبلغ رسالات ربه غیر وان و لا مقصر و جاهد فی‌الله اعداءه غیر واهن و لا معذر امام من اتقی و بصر من اهتدی[خطبه۱۱۶]

خداوند پیامبر اسلام (ص) را فرستاد تا به سوی حق دعوت نماید و گواه اعمال خلق باشد. او بدون سستی و کوتاهی رسالت پروردگارش را رسانید و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر نبرد کرد. پیشوای پرهیزکاران و روشنی‌بخش چشم هدایت‌شدگان.

امام(ع) در ضمن تعلیم درود فرستادن بر نبی گرامی اسلام (ص) میفرماید:

اجعل شرائف صلواتک و نوامی برکاتک علی محمد عبدک و رسولک الخاتم لما سبق والفاتح لما انغلق والمعلن بالحق والدافع جیشات الاباطیل و الدامغ. صولات الاضالیل، کما حمل فا ضطلع قائماً بامرک مستوفزاً فی مرضاتک غیر ناکل من قدم و لا واه فی عزم واعیاً لوحیک حافظاً لعهدک ماضیاً علی نفاذ امرک حتی اوری قبس القابس و اضاء الطریق للخابط و هدیت به القلوب بعد خوضات الفتن والاثام و اقام بموضحات الاعلام و نیرات الاحکام[خطبه۷۲]

خداوندا، گرامی‌ترین درودها و افزون‌ترین برکات خود را بر محمد(ص) بنده و فرستاده‌ات قرار ده. همان فرستاده‌ای که ختم‌کننده وحی و رسالت بود و بازکننده راه بسته سعادت بشری و آشکار کننده دین حق به وسیله حق و برهان و بازدارنده جنب و جوشهای باطل و شکننده و از میان‌برنده هجومهای گمراهان. همان‌گونه که سنگینی بار رسالت بر عهده او قرار داده شد با تمام قدرت به انجام آن پرداخت و به فرمانت قیام کرد و به سرعت در راه رضا و خشنودی‌‌ات گام برداشت و حتی یک قدم هم عقب‌گرد نکرد و اراده محکمش سست نشد. وحی و رسالت تو را به خوبی دریافت و پیمان رسالتت را حافظ و نگهدار بود. آن‌چنان در اجرای فرمانت کوشش کرد که شعله فروزان حق را آشکار و راه را برای جاهلان و گمراهان روشن ساخت و دلهایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند به واسطه او هدایت گردیدند. پرچمهای حق را برافراشت و احکام زنده اسلام را برپا نمود.

3. شجاعت و فداکاری

امام(ع) در این باره میفرماید:

کنا اذا احمر البأس اتقینا برسولالله (ص) فلم یکن احد منا اقرب الی العدو منه[غریب کلمه9]

هرگاه جنگ شعله‌ور و سخت میشد ما به رسول خدا پناه می‌بردیم و در آن هنگام هیچ‌یک از ما به دشمن نزدیک‌تر از او نبود.

و در جای دیگر میفرماید:

و کان رسول‌الله 6اذا احمر البأس و احجم الناس قدم اهل بیته، فوقی بهم اصحابه حر السیوف و الاسنة فقتل عبیدة‌بن‌الحارث یوم بدر و قتل حمزة یوم احد و قتل جعفر یوم موتة و اراد من لو شئت ذکرت اسمه مثل‌الذی ارادوا من‌الشهادة و لکن آجالهم عجلت و منیته اجلت[نامه9]

هرگاه آتش جنگ شعله میکشید و حمله شدید دشمن باعث عقب نشینی سپاه میشد، پیامبر خدا (ص) اهل‌بیت خود را پیشاپیش لشکر قرار میداد تا اصحابش از آتش شمشیر و نیزه مصون بمانند. لذا پسر عموی پیامبر عبیدة‌بن حارث روز بدر و حمزه عموی پیامبر روز احد و جعفر پسرعموی آن حضرت روز جنگ موته کشته و شهید شدند و کسانی هم بودند که اگر میخواستم نامشان را میبردم که دوست داشتند همانند آنان شهادت نصیبشان گردد اما مقدور بود زنده بمانند و مرگشان به تأخیر افتد.

4. رسول رحمت

یکی از اوصاف مهم نبی مکرم اسلام (ص) آن است که رسول رحمت الهی است. قرآن کریم می‌فرماید: «و ما ارسلناک الارحمة للعالمین».[انبیاء: 107]

امام باقر(ع) از امیرالمؤمنین(ع) چنین روایت فرموده است:

کان فی‌الارض امانان من عذاب‌الله و قد رفع احدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به اما الامان الذی رفع فهو رسولالله (ص) و اما الامان الباقی فالاستغفار قال‌الله تعالی: و ما کان‌الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان‌الله معذبهم و هم یستغفرون[حکمت۸۸]

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی میفرماید: خداوند آنها را عذاب نمیکند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمیکند در حالی که استغفار میکنند.

از روایت امام باقر(ع) وجه امان و رحمت بودن پیامبر (ص) معلوم گردید. اما بنابر آیه کریمه قرآن او «رحمة‌للعالمین» است و جهتش آن است که آنچه را موجب سعادت ابدی مردم است برای آنها آورده و این حتی برای کفار و مشرکان نیز رحمت محسوب میگردد، زیرا به‌مثابه سفره‌ای است از طعام گسترده ولی بعضی از مردم از غذاهای آن استفاده نمیکنند.[تفسیر مجمع‌ا‌لبیان، ج4، ص67]

5. برترین پیامبران

حضرت در این‌باره می‌فرماید:

ارسله بالضیاء و قدمه فی الاصطفاء[خطبه213]

او را با نور و روشنایی فرستاد و از میان مخلوقاتش برگزید و بر همه مقدم داشت.

و در جای دیگر میفرماید:

و اشهد ان محمد عبده و رسول المجتبی من خلائقه[خطبه۱۷۸]

و گواهی می‌دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده برگزیده خداوند از میان مخلوقات اوست.

6. خاتم پیامبران

حضرت در این باره میفرماید:

الی ان بعث الله سبحانه محمداً 6لانجاز عدته و اتمام نبوته[خطبه اول]

تا اینکه خداوند سبحان برای وفای به عهد خود و کامل گردانیدن نبوت محمد(ص) را به عنوان فرستاده خویش مبعوث ساخت.

و نیز میفرماید: «و رسولک الخاتم لما سبق؛[خطبه۷۲] همان پیامبری که تمام کننده سلسله پیامبران و شرایع آسمانی بود.» و در جای دیگر تصریح به این وصف میفرماید:

ایها الناس خذوها عن خاتم‌النبیین6: انه یموت من مات منا و لیس بمیت و یبلی من یبلی منا و لیس ببال[خطبه۷۸]

ای مردم، این حقیقت را از خاتم‌النبیین بیاموزید که هر کس از ما میمیرد در حقیقت نمرده و آن‌کس که جسدش کهنه میشود در حقیقت کهنه نشده است.

و هنگام وداع با پیامبر اعظم (ص)، آن‌گاه که آن حضرت را غسل میداد، عرضه داشت:

بابی انت و امی لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوة والأنباء و اخبار السما،[خطبه۲۳۵]

پدرم و مادرم فدایت ای پیامبر خدا، با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد و آن نبوت و اطلاع‌رسانی از عالم غیب و اخبار آسمانی بود.

 

امشب سخن ازجان و جهان باید گفت            توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم                         تبریک به صاحب الزمان(عج) باید گفت

 

روایت هایی از زندگی امام صادق(ع) به بهانه ی ولادت ایشان


چهار صد دینار به فقیر بخشید. مرد دینارها را گرفت، تشکر کرد و با خوشحالی رفت. ناگهان امام به خادمش فرمود: «او را باز گردان»خادم با تعجب پرسید: «آقا! او از شما چیزی طلب کرد و آن را به او دادید؛ حال برای چه او را برگردانم.» حضرت فرمود: «پیامبر اکرم فرموده بهترین صدقه آن است که گیرنده را بی نیاز کند.» و ما این سائل را بی نیاز نکردیم.» سپس انگشتر ده هزار درهمی اش را به خادم داد و فرمود: «به او بگو اگر خواست آن را بفروشد، به همین قیمت بفروشد.»

***

مرد هر چه در مسجد گشت، همیانش( کیسه پول) را پیدا نکرد. جز او و امام صادق کسی در مسجد نبود. حضرت را نمی شناخت. رو کرد به او و گفت: ای مرد! تو همیان مرا برداشته ای! آن را پس بده!» امام با آرامش پرسید: «در همیان تو چه بوده است؟»

هزار دینار به مرد داد و روانه خانه اش شد.

مرد همیان را که در خانه دید، با عجله به مسجد برگشت. عذرخواهی کرد و خواست هزار دینار را برگرداند که شنید: «چیزی را که از دست من خارج شده است، دیگر به دست من باز نمی گردد.» مرد همین که فهمید او امام صادق(ع) است، گریست و گفت: «به راستی که چنین افعالی تنها از چنین کسانی سر می زند!»

***

سُدَیر صدفی اعتراض کرد: «شما که یاران زیادی داری، چرا قیام نمی کنی؟ سکوت بر شما روا نیست! پرسید: «تعداد یاران ما چند نفر است.» سدیر پاسخ داد: «صدهزار و بلکه دویست هزار نفر!»حضرت به راهش ادامه داد. برای نماز ظهر جایی توقف کردند که چوپان جوانی گله اش را برای چرا آورده بود. فرمود: «سوگند به خدا اگر به تعداد این گوسفندان یاور و همراه داشتم، سکوت بر من روا نبود.» سدیر بعد از نماز گوسفندان را شمرد؛ هفده رأس بیش تر نبودند، لرزه بر وجودش افتاد.

***

مزرعه «عین زیاد» از آن خودش بود اما هیچ گاه خرماهای شیرین و میوه های پر آبش را برای خود نمی خواست.امام صادق (ع) به کارگران گفته بود راهی باز کنند تا مردم بیایند و از خرما و میوه ها بخورند. هر روز ده سفره در« عین زیاد» می انداخت و مردم را غذا می داد. اگر کسی بیمار یا ناتوان بود و نمی آمد، ظرفی به در خانه اش می فرستاد. حتی اگر چیزی از باغ می ماند، می فرمود: «همة آنچه باقی مانده را به مدینه ببرید و میان مردم تقسیم کنید.»

***

آنقدر دانشش گسترده بود که گفتند: «جعفربن محمد کسی است که دانشمندان به در خانه اش هجوم می آوردند.» مردم به اندازه ای از او علوم نقل کردند که در تمام جهان منتشر شده است. شاگردانش روز به روز بیش تر می شد و منصور هر روز بیش تر به او و پیروانش ستم می کرد؛ اما حضرت از تلاش خود خسته نمی شد و با شجاعت می فرمود: «ای مردم! به حاکمان ستمگر پناه نبرید. با آنها همکاری نکنید. حتی چیزی از آنها نخرید و چیزی به آنها نفروشید.»

***

پرسید: «چرا آن مرد چند روزی است پیش ما نمی اید؟» یکی از اصحاب پاسخ داد: «آن مرد دهاتی را می گویید؟ او که آدم مهمی نیست، آخر چرا سراغش را می گیرید؟»حضرت ناراحت شد و فرمود: «شخصیت انسان در عقل اوست، شرافتش در دین او و بزرگواریش در تقوای اوست. ارزش آدمی بسته به این سه صفت است.» مرد سر به زیر انداخت.

منابع:

پیشوای مذهب حضرت امام جعفر صادق(ع)،گروه مؤلفان سید منذر حکیم با همکاری سیدعبدالرحیم موسوی، مجمع جهانی اهل بیت.
اصحاب امام صادق(ع) ، علی محدث زاده، کتابخانه مدرسه چهل ستون، چاپ اول 1373، مسجد جامع، تهران.
سیره امام صادق در برخورد با اهل سنت، سعید بابایی، چاپ اول 1384، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
امام صادق از دیدگاه اهل سنت، مهدی لطفی، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1385، چاپ اول.
بحارالانوار، جلد 78.
بحارالانوار، جلد 74.
بر امام صادق و امام کاظم چه گذشت، سید محمد حسن موسوی کاشانی، دارالکتب الاسلامیه، بهار 1379، جلد اول.

۱/۱۲/۱۳۸۹